على دوانى
42
سيد رضى مؤلف نهج البلاغه ( فارسى )
مفاخر ادباست . مىبينيم مردى است كه با اسلوبى عطرآگين از ادبيات بلند ، در علوم لغوى و شرعى چيز مىنويسد . « 6 » مىتوان گفت كه سيد رضى عمدا در نوشتههاى خود جنبه لغوى و علمى را به كار مىبرده است ، مبادا در مقابل دشمنان و بدخواهانش تحت الشعاع مقام بزرگ ادبى و سياسى كه داشته است ، قرار گيرد . . . اگر آثار قلمى سيد رضى همگى باقى مىماند ، آن وقت مىتوانستيم بگوئيم كه او در ميان مؤلفين بزرگ ، نويسندهاى بىهمتاست ، و چه مقامى در فن نويسندگى داشته است . « 7 » من در نماياندن روشهاى نويسندگى او به دو كتاب وى « مجازات النبويه » و « حقايق التأويل » تكيه مىكنم . كتاب مجازات النبويهء او نخست در بغداد چاپ نادرستى شد كه روح مؤلف را آزار مىداد ، سپس اخيرا با عنايت استاد محمود مصطفى استاد دانشكدهء زبان عربى مصر ، و توسط كتابخانه مصطفى حلبى آن را با مختصر حواشى منتشر شده است . كتاب « حقايق التأويل » او نيز در نجف به وسيلهء دانشكدهء « منتدى النشر » به طرزى زيبا انتشار يافته است . روشهاى خاص نويسندگى سيد رضى در اين دو كتاب چگونه است ؟ توجه داشته باشيد كه اولا سيد رضى عبارات را كوتاه مىآورد ، و جز در بعضى از اوقات سخن را به درازا نمىكشد . ثانيا ملاحظه مىكنيم كه سيد رضى نويسندهايست كه از سخنان بىمورد پرهيز دارد ، و جز به اندازهء لازم سخن نمىگويد . ثالثا مىبينيم كه سيد رضى از به كار بردن جملات معترضه و آوردن مطالب متفرقه اجتناب مىورزد ، و اين گواه است كه انگيزهء فنى بيش از انگيزهء علمى بر وى غلبه داشته است . زيرا دانشمندان پيش از او آوردن جملات معترضه و متناسب با موضوع از معارف ادبى و لغوى و شرعى را وسيلهاى براى اداى منظور مىدانستند . . . » و پس از شمردن موارد ديگر از شيوهء سيد رضى در نويسندگى ، مىگويد : « اينست روحيهء سيد رضى ، نويسنده و مؤلف ، علاوه بر زندگى شاعرانهاى كه با پرتوهائى آن را رنگارنگ مىسازد . . . » او در نوشتههاى خود با استفاده از مباحث نحوى و فقهى و ادبى و لغوى چنانست كه گوئى دانشمندى از مردم بغداد ، در مساجد آنجا با اهل علم و ادب و دين گفتگو مىكند . با نگاهى ديگر او را چنان مىبينيد كه رزمندهاى سلحشور است ، و با نگاه ديگرى خواهيد ديد كه وى سياستمدارى بزرگ و از روشندلانى است كه مشكلات زندگى را در سياهىهاى شب
--> ( 6 ) - عبقرية الشريف الرضى - ج 1 ص 205 . ( 7 ) - عبقرية الشريف الرضى - ج 1 ص 209 .